برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
من اما ؟خیلی به پاییز دل بسته بودم ... خیلی
از هفتمین روز آخرین ماه تابستون که شد ی روز جهنمی با ی خبر بد ...
ی عدد 14 روی برگه آزمایش آقا
به حال و روز پر از درد و روزای تلخ بدش ...
پشت سر هم آزمایش و آندوسکپی و هزار و یک حرف انگلیسیو ی جواب پاتلوژی
تهش شد پدر شما باید به سرعت جراحی شن ...
از سه شنبه ای که جوادی زنگ زد از پیش نظری و گفت
آبجی باید قبل از عمل بره شیمی درمانی آقا
از دلم که زیر رو رو شد تا بشینم بشمارم فاصله بین هر 21 روزو ...
خب اقا پس محرم چی میشه ؟
هیت می تونه بره ؟
نمازش ؟
قدیانی گفته ریزش مو نداره
خب اولین جلسه اش کیه ؟
همین پنجشنبه ؟
حالا خوبه که خودش نمی دونه
براش رفتیم خرید
کلی شامپو و صابون و نرم کننده بچه که بدونه مواد شیمایی باشه
ی وزنه که وزن بشه هر بار
می گن بی اشتها میشه
بمی رم براش من الهی...
دلم که بند بند این روزاش بود
ی سه شنبه صدای دردش از صب پیچید تو خونه
به 9 صب نرسیده جواد اومد خونه
احتمالا که از عوارضه همونه ...نبود
نبود از عوارضش
آقا معدش...
نمی نویسم
نمی نویسمش ..باز زبونم خشک میشه
قلبم تند میشه
بغضم ؟
28 شهریور بود همون سه شنبه
عرفان بیمارستان عرفان
رسیدم اما رفته بود اتاق عمل
دلم شورشو می زد
غروب که داشت می رفت با رضا و مامان و آبجی
پا چشماش ی کم ورم داشت
دلم آشوب بود
هممون چشممون به در اتاق عمل بود
جواد می گفت دعا کنین طول بکشه
پرستاره قبل
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
مطمئنم و ایمان دارم
به کلامی که از خدا برام نوشتین
برای یادآوری و این تلنگر ازتون خیلی ممنوم
الهی که همه روزای زندگیتون رنگی باشه
یا علی
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان

"جا خالیا پرشدنیه..."
بهت دروغ گفتم
هیچ جای خالی تو دنیای من پرشدنی نبود...
کاش امروز با خبرای خوب برگردی 
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
کی با ی جمله مثه من
می تونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه...
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
تو نبودی ...اینجا
نوشتم تموم شد
ولی نشد ...
بعد از شنیدن صدات ...که با هر کلمه بم میگفتی
"صبر کن فقط ی ذره دیگه ..."
صدای من که با بغض بت می گفتم
"نمی خوام..."
که تو چقد می دونسی هنوز می خوام
آره تموم نشد
پاک کردم حرفامو
ترانه تقدیر شادمهر و نوشتم برا روزی که بیایی و بخونی حرفامو ...
میایی می خونی مگه نه ؟؟؟
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان
بیا امشب تخته سیاه دل نوشته های منو ببین ...
مثه اون روزا...اینجا صدام کن
برچسب:
نویسنده: نیکی حیدریان